تبليغاتX
...:::بیهود سیتی:::...
وجه تسميه بيهود

روايت‌هاي گوناگونی در مورد معنی نام بیهود  وجود دارد.

۱.عده‌اي معتقدند كه بيهود در ابتدا «بيحوت» بوده است و علت نامگذاري آن اين بوده است كه چون آب اين منطقه شيرين است و براي پرورش ماهي مساعد نيست، لذا به «بيحوت» (بي‌ماهي) نامگذاري شده است كه بعدها به علت سهولت گفتار به بيهود تبديل شده است.

۲. برخي ديگر معتقدند كه در گذشته‌هاي دور محدوده اين منطقه اكثراً يهودي‌نشين بوده‌اند و تنها منطقه‌اي كه يهودي نداشته، بيهود بوده است كه به آن «بي‌يهود» مي گفته‌اند و بعدها به علت سهولت گفتار به «بيهود» تبديل شده است.

 ۳.عده‌اي نيز معتقدند كه در گذشته‌ در اين محل مغازه‌هاي پارچه‌فروشي زيادي وجود داشته است و چون در  اثر آتش‌سوزي مغازه‌ها ويران و پارچه‌ها سوخته و نيم‌سوز شده است به «بيهود» شهرت يافته است.

 

۴.عده ای نيز معتقدند كه بيهود به معني «چوب سفيد نيمه‌سوخته‌اي است كه يه طرف آن سفيد و طرف ديگرش سياه‌رنگ باشد و اين حالت در كوه‌هاي اطراف بيهود نمايان است.

 

آقاي علي‌اكبر دهخدا واژه «بيهود» را به اين گونه معني كرده است:

بيهود: چيزي را گويند كه نزديك به سوختن رسيده  و به آتش آن را زرد كرده باشد.

(برهان): چيزي كه نزديك است حرارت آتش آن را زرد كند.

(رشيدي): پارچه و يا چيز ديگري كه به واسطه نزديكي آتش نزديك به سوختن است.

 نمایی از برج میرزاها واقع در محله رضوان کنونی که به خرابه ای تبدیل شده است 

2 نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط مهدي نيكنام   | 

داستانی از بیهود اما واقعی

بنا‌به گفته راوي كه مي‌گويد آنچه از بزرگان شنيده‌ام طايفه‌هايي به نام‌هاي «ايماق» و «حسني» وابسته به مغولستان در چندين مرحله به اين روستا تاخته و اموال را غارت كرده وعده‌اي را نيز به اسارت برده‌اند كه بدنيست به جزئيات آن اشاره نماييم و در منطقه از بيهود درگيري مي‌شود فردي به‌نام محمد‌علي اكبرو مي‌گويد «باروت‌هايمان تمام شده دشمن خبر مي‌شود و به نيروهاي بيهود حمله‌ور مي‌شوند و چند نفر از مردم بيهود را به اسارت مي‌برند و بعد از مدتي آنها را آزاد مي‌كنند. كه در روستاي بيهود به اين طايفه« ايماقها» مي‌گويند به لحاظ اين‌كه با گروهي به‌نام ايماق جنگ كرده‌اند و در مرحله دوم درگيري اين دو  گروه بيهود زماني است كه اين گروه وارد روستا شده و اتفاقاً در آن مجلس عروسي بوده‌است خانه داماد را شناسايي مي‌كنند و شبانگاه (شب زفاف) عروس را اسير كرده و به منطقه‌اي از بيهود به‌نام تنگل كربّدي مي‌برند شبانگاه در آنجا منزل مي‌كنند و صبح هنگام مي‌گويند بايد قرباني انجام دهيم و همين تازه عروس به اسارت گرفته شده را قرباني كرده سرش را روي سينه‌اش گذاشته و مي‌روند.

مرحله سوم گروهي از ايماق‌ها به روستاي بيهود حمله‌ور شده و به خانه‌اي يورش مي‌برند اتفاقاً در آن خانه مشغول پخت بلغور بوده‌اند اهالي آن خانه  قبل از رسيدن ايماق‌ها ديگ بلغور را از روي آتش برداشته و بروي برف‌هاي صحن حياط مي‌گذارند تا سرد شود ايماق  در لحظه ورود به اين خانه اهالي ديگ را رها كرده و به خانه‌هايشان پناهنده مي‌شوند ايماق وقتي وارد خانه مي‌شوند و مي‌بينند كه ديگ بلغوري روي برف‌ها مي‌جوشد تعجب مي‌كنند سر‌اسب را برگردانده و مي‌گويد در اين‌جا سحر‌ و جادو مي‌كنند چراكه ديگ بلغوري روي برف جوش مي‌خورد و اين منظره باعث مي‌شود كه دشمن از اين روستا متواري گردد و مجدد به اين منطقه حمله نكند.

توجه: در پست بعدی در مورد طوائف بیهود خواهم نوشت.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط مهدي نيكنام   | 

پیشینه فرهنگی روستا

مردم این دیار مردمی با فرهنگ و شیفته علم وادبند سند این ادعا دبستان شهید هادوی بیهود است که در سال 1315ه.ش به نا دبستان بوذرجمهری بیهود و با تعداد دونفر پرسنل اداری ،یک مدیر آموزگار،یک خدمتگزار شروع بکار کرده است.طبق گفته ی «حاج آقای محسنی» ریاست محترم مدرسه در آن زمان به عهده ی  فردی بنام آقای محمد باقر پندور وخدمتگزار آن اقای یحیی یادگار بوده است .

سال 1315 سالی است که نمایندگی اداره فرهنگ در شهرستان قاین تاسیس میشود و اداره ضمیمه مدرسه معرفت می باشد و این شهرستان در آن زمان دارای 60 نفر دانش آموز بوده و سرپرستی نمایندگی آن به عهده آقای شیخ محمد ادیب میباشد. بنابراین اگر درصد دانش آموزان آن زمان و درصد جمعیت منطقه بیهود و قاین را بررسی نمائیم به این نتیجه میرسیم  که در آن زمان بیهود، از نظر فرهنگی جلوتر از قاین ویا حداقل با آن برابر بوده است. مردم به موازات یاد گرفتن علوم مدرسه ای نسبت به فراگیری قرآن نیز کوشا بودند به طوری که در مکتب خانه های قدیمی ملاهایی بودهاند که به نو اموزان قرائت قرآن می اموختنداز جمله میتوان از آقایان:  1-ملّاحسین ملّا شیخ علی 2-اخوند قصاب و همسرش 3-ملّا عباس ملّا4-حاجی اسماعیل5-ملّا محمد علی اخوند 6-ملّاسکندر اسماعیلی نام برد.

این دهستان تا سال 1357از داشتن مدرسه راهنمایی محروم بوده است و شیفتگان و علاقه مندان به تحصیل علم وادب مجبور بوده اند برای ادامه تحصیل راهی شهرستانهای مجاور از جمله : قاین ، گناباد شوند. اگر چه رقم تحصیل کردگان این دیار بالاست ولی بدلیل محرومیت این منطقه چه بسا افرادی  خوش ذوق و با استعدادی نیز به دلیل فقر مادی یا مشکلات جانبی دیگر نتوانستند  به تحصیل خود ادامه دهند.در سال 1369 دبیرستان شهید کاوه بیهود تاسیس شد و درنتیجه تاپیر زیادی در ایجاد و ایفای فرهنگ و سواد عمومی داشت ، چراکه بعد از تاسیس دبیرستان کمتر خانواده ای وجود داشت که مدرک دیپلم را نداشته باشد.طبق سرشماری اخیر حدود 70 درصد جمعیت این دهستان را افراد باسواد تشکیل میدهند. همچنین کارکنان آموزشی این منطقه اکثرا بومی هستند. معضلی که در زمینه آموزشی باید از آن نام برد مهاجرتهای بی رویه  افرادی منطقه به شهر ها و شهرستانها از جمله تهران و مشهد میباشند و میتوان به صراحت گفت  یک سوم جمعیت مهاجر در  این کلان شهرها هستند.

2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط مهدي نيكنام   | 

 

Persian Websites Directory

بیهود سیتی