بعد از حدود یک ماه دوباره تونستنم وب رو آپ کنم
این عکسها مربوط به تابستان هست و عکسهای پاییزه رو هم به موقع میذارم
فقط یک خواهشی که دارم از نظر فراموش نکنین
برای دیدن اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید
مرگ پایان زندگی نیست، بلکه آغازی است برای پرواز مرغ جان بر گستره ملکوت و رجعتی به محضر حضرت دوست؛ به ویژه آنانکه در زندگی گام های بلندی در جهت رشد و تعالی اسلام و ارتقاء کرامت انسان ها برداشته اند.
مراسم گرامیداشت ارتحال دانشمند فرزانه ، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد باقر خالصی در زادگاهشان بیهود با شکوه و عظمت خاصی برگزار گردید. سخنران این مراسم حجت الاسلام حسینی از اساتید دانشگاه فردوسی مشهد بود که در جمع کثیری از مردم بیهود و شهرهای دیگر به سخنرانی پرداختند.
آیت الله خالصی قائنی، پس از دو ماه تحمل بیماری، در صبح یکشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۸ در سن 67سالگی در بیمارستان كامكار قم به لقاء الله پیوست و دوستداران و مشتاقان خود را در غم سوگ فراقش نشاند.

حجت الاسلام و المسلمین آیت الله شیخ محمد باقرخالصی ، فرزند آیتالله شیخ عباس خالصی از علمای حوزه علمیه خراسان بود كه دروس مقدمات خود را در مشهد فرا گرفت و پس از آن برای ادامه تحصیل به نجف اشرف و سپس حدود سال 1353 به حوزه علمیه قم بازگشتند.
حاشیه بر حدائق علامه در 21 جلد و انتشار رساله اصول المسائل در دو جلد و آثار فراوانی دیگری از این عالم ربانی به عنوان اثر ماندگار باقی مانده است.
فقدان آن مبلغ خستگی ناپذیر را به پیشگاه با عظمت مولایمان امام زمان علیه السلام، مبلغان و سنگربانان عرصه فرهنگ و معارف دین و پیروان و مدافعان حریم ولایت، شاگردان او در رشته تبلیغ و خانواده فداکار و جلیل القدرش تسلیت می گوییم و توفیق ادامه راهش را از خداوند بزرگ مسئلت می نماییم .
برای دیدن زندگینامه آیت الله خالصی از زبان خودشان
واژه شناسي خراسان:
به هنگام تحقيق در باره خراسان، واژه هاي ذيل را يافته ام:
پارت، پارث، پارثوا، پارتيه، پارتي، پارتر، پارثه، پارثو، پارثوآيا، پارسي يه آ، پرثوه، خراسان، خوارن، خواران، خوَرآسان، خوَرآيان، كوروميترن، خوروميژن، مادون النهر، ورن، ورنه
وجه تسميه خراسان:
در خصوص نامگذاري خراسان، نظرات بسياري وجود دارد كه اجمالاً در ذيل به چند مورد اشاره مي گردد:
1- صاحب كتاب لغتنامه دهخدا گويد: خراسان واژه اي پهلوي است كه در متون قديمي به معني مشرق(خاور) بكار رفته است.
2- لسترنج در كتاب خود آورده است: خراسان در زبان قديم فارسي به معني خاور زمين است.
3- مسعودي گويد: ايرانيان نقاط شرقي مملكت خود و مناطق مجاور آنرا خراسان ناميده اند كه خُر همان خورشيد است و اين نواحي را بطلوع خورشيد منسوب داشته اند.
4- يعقوبي گويد: خراسان، به خراسان بن عالم بن سام بن نوح، منسوب است و نيز گويد: خُر به فارسي دري نام خورشيد و آسان نام محل است.
5- حافظ ابرو گويد: خورآسان، يعني آفتاب مانند. ونيز گويد: بعضي گفته اند كه خورآسان، يعني به آساني بخور.
نتيجه اينكه:
واژه خورآسان، مشتمل است بر خور كه مخفف كلمه خورشيد است و آسان كه اسم مكان است و خوراسان يعني محل طلوع خورشيد، و واژه خورآسان، در طي گذشت زمان، به خُراسان تغيير يافتهتبریک عید سعید فطر به بیهود
خدا را شاکر و سپاسگزاریم که بار دیگر این توفیق را نصیبمان کرد و در عمر کوتاه و زودگذر خود توانستیم رمضانی دیگر را تجربه کرده و در حد توان خود در جهت کسب رضای الهی تلاش کنیم
و حال که رمضان مبارک و عزیز را پشت سر گذاشته ایم در اولین روز از ماه شوال عید سعید فطر را جشن گرفته و چشم امید به رحمت واسعه الهی دوخته ایم تا شاید خداوند رحمان به سبب عبادات وروزه هایمان که بی شک در حد ایده ال نبوده در این ماه پر فیض و برکت ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار دهد و این فرصت را به ما بدهد تا انشاالله رمضان و عید فطر دیگری را تجربه کنیم شاید این بار بهتر از گذشته بتوانیم از آن استفاده کنیم
بهرحال امروز روز عید فطر است و قطعاً یکی از عزیزترین اعیاد ما مسلمانان به شمار میرود و همگی آن را جشن میگیریم ؛ به دیدار اهل قبور رفته یادی از گذشتگان خود میکنیم ؛ به دیدار آشنایان و بستگان میرویم تا سنت حسنه صله ارحام را بجا بیاوریم ؛ از دوستان و همشهریان خود حلالیت میطلبیم و عید را به آنها تبریک میگوییم و.............
در اینجا وظیفه خود میدانیم که از این تریبون این روز مبارک و این عید عزیز را خدمت تمامی کاربران عزیز اعم از همشهریان عزیز تبریک گفته و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه شما در ماه رمضان را از درگاه ایزد منان خواستار باشیم
بسی جای تاسف است دهستانی که جمعیتی بالغ بر 800 خانوار دارد از طرفی چون منطقه ای نسبتاً ییلاقی است هرساله مسافران بسیاری را به خود جذب میکند ، دارای درمانگاهی است حدود شش ماهیست که تنها سرایداری دارد و فاقد یک پزشک حداقل عمومی میباشد.مردم وقتی احتیاج به پزشک دارند مجبور می شوند ساعت ها راه طولانی قائن یا گناباد را در پیش گرفته و برای یک ویزیت سر پایی مبالغ زیادی را هزینه کرده تا خود را درمان کنند امّا خستگی راه ، فرصت درمان را از آنان صلب می کند.
مقصر کیست؟؟؟؟؟؟؟؟
هنوز کسانی هستند که قلبشان برای دیار و سرزمینشان می تپد .جناب آقای دکتر مهدی اسفلانی که در مشهد مقدس ساکن هستند هر چند وقت یکبار به بیهود تشریف آورده و دلسوزانه به یاری مردم این منطقه آمده و به صورت رایگان افراد مریض را ویزیت میکنند.برای ایشان توفیق روز افزون و شادکامی آرزومندیم .
مصرف مواد مخدر یکی از مهم ترین مشکلات عصر حاضر می باشد که گستره ای جهانی پیدا کرده است ، مصیبتی که میلیون ها زندگی را ویران وسرمایه های کلان ملی را مصرف مبارزه و یا جبران صدمات ناشی از آن می کند هر روز بر شمار قربانیان مصرف مواد مخدر
افزوده می شود که از کلان شهرها به اقصی نقاط کشور رسیده و متاسفانه یکی از معضلات تعداد اندکی از جوانان و نوجوانان روستای بیهود مصرف مواد مخدر حتّی سیگار که به عنوان مقدمه ای برای اسارت در چنگال اعتیاد ومواد مخدر است که هیچ برنامه ای تا به امروز برای پیشگیری هیچ برنامه ای در سطح روستا ارائه نشده است علل وعوامل زیادی هستند که جوانان به این سمت وسو می روند مانند :عوامل فردی ، اجتماعی شخصیتی، محیط و... .
البته بزرگترین مشکل بیهود وبزرگترین دلیل برای معتاد شدن جوانان نبود کار در خود دهستان است . در حال حاضر با شروع تابستان و یا افرادی که ترک تحصیل می کنند در سن خیلی کم به شهرهای بزرگ برای کار مهاجرت می کنند و آنها که هنوز در سن نوجوانی که مهم ترین مرحله زندگی خود را سپری می کنند و از نظر شخصیتی به سن کامل نرسیده اند و به دلیل نا آشنا بودن با محیط های بزرگ و آشنایی با دوستان ناباب به هر تعارفی جواب بله می گویند در دام وحشتناک اعتیاد می افتند و مشکل دیگر که باید در خود روستای بیهود ریشه یابی شود همکاری صمیمانه شورا ، دهیاری ،هیئت امنای
همه مساجد، فرهنگیان و معلمان عزیز که وقت خود را با برنامه منظم در اختبار جوانان روستا بگذارند زیرا جوانان و نوجوانان در روستا تنها سرگرمیشان دور هم جمع شدن و صحبت کردن است و روستا متاسفانه در هیچ زمینه ورزشی فعالیتی نکرده است و همینطور فعالیت های بسیج که در گذشته قابل توجه بوده اما امروزه اثرکمی از فعالیت های بسیج به چشم می خورد اما چرا هیچکدام از همشهریان مسئول قبیل مسئولین شورا ،دهیاری و ... فکری نمیکنند. البته اگر معظل اعتیاد قرار باشد در این روستا بررسی شود باید با دید جامع و وسیعی نگاه کرد و نقش همه ارگان ها و نهاد های مسئول را باید کاملا بررسی کرد مثل نقش فعال معلمین که نه ماه از وقت خود را صرف تعلیم و تربیت این دانش آموزان روستا می کنند و می توانند تاثیر بسزایی در اخلاقیات و روحیات آنها و همینطور افزایش آگاهیهای آنان نسبت به مسائل روز داشته باشند .
با همه ی این صحبت ها نباید از نقش پدر و مادر به عنوان اولین اجتماع فراموش کرد چرا که هیچ مسئولی و هیچ طبیبی دلسوز تر از پدر و مادر نیست . پدر و مادرند که هم با روحیات و اخلاقیات و هم نیازها، تعاملات ، فرهنگ و شخصیت فرزندان آشنایند و به تناسب نیاز داروی مناسب را می توانند ارائه نمایند ولی متاسفانه در روستا به علت سواد کم والدین و نا آگاهی آنان از مضرات اعتیاد براستی اطلاع رسانی وظیفه چه کسی است ؟ ؟
با وجود اینکه جوانان به قدر کافی از خطرات و مضرات مواد مخدر آگاه اند با این وجود چرا در دام اعتیاد گرفتار می شوند؟
بذارید ساده و بی مقدمه آغاز کنم حال که قراره با دستای خالی کار فرهنگی انجام بدم، حال که قراره در مورد معضلات بیهود و بیهودی حرف بزنم.
نمی دونم از داشته هاش شروع کنم یا از کمبودهاش، از پیشینه ی درخشانش بگم یا از محرومیت ها و بی عدالتی هایی که در حق این خاک مقدس شده است، مهم نیست از کجا شروع کنیم مهم اینه که صدامون به کجا برسه؟؟؟!!!
می خواییم در مورد سرزمینی حرف بزنیم که با خون مقدس 40 شهید آبیاری شده، سرزمینی که کاوه ها را در خود پروراند و هادوی ها و حائری ها را معلم وار هدیه داد؛ آری این نشان سرزمین ماست، سرزمین آلاله ها، سرزمینی با پیشینه ای کهن و مردمانی سخت کوش و بی ادعا، سرزمینی گمنام که در دل کوهها قرار گرفته و نمی تواند خود نمایی کند، سرزمینی کوچک اما با ایمانی راسخ و استعداد هایی فراوان، فرهنگی به یادگار مانده از نسل های کهن، با معیشتی چون کشاورزی و دامداری،آری این سرزمین ماست، این وصف ها برامون آشناست اما آشناتر از اینها درد ها و کمبود هاییه که این سرزمین داره و ما با اونا خو گرفته ایم، با اونا بزرگ شدیم و با اونا زندگی می کنیم.
نمی دونم از تابستونای خسته کنندش بگم یا از سختی زمستوناش، اونجا که همه تنها پیامشون اینه که در مصرف گاز صرفه جویی کنید ما باید با کلی بدبختی نفت تهیه کنیم و در مصرفش صرفه جویی کنیم، وقتی همه از قدم توی بارون و لذتش حرف می زنن ما باید به این فکر کنیم که چه طوری برا انجام کارای ضروری مون از کوچه های پر از گل و لای رد بشیم، وقتی همه از اوقات فراغت و انواع کلاسای سرگرم کننده و مفید صحبت می کنند ما تنها باید به تلویزیون و برنامه هاش فکر کنیم، وقتی صحبت از سلامتی و بهداشت و درمان میشه ما باید یه درمونگاه خالی رو تصور کنیم و اگه جاشو پر ببینیم یه پزشک عمومیه که می خواد اولین تجربه ی کاریشو اینجا بگذرونه، وقتی صحبت از اینترنتش میشه باید انتظار یک اینترنت با سرعت خیلی خیلی پایین یا خرابو داشته باشیم .وقتی صحبت از مدارج علمی و انواع رشته های تحصیلی میشه دانش آموزای ما باید تنها به یه رشته اونم علوم انسانی فکر کنن.
آری اینجا سرزمین آب و خاک و آفتاب، سرزمینی با مردمانی آرمانی که همه ی نگاشون به آسمونه به امید بارون، رحمت خدا که با اومدنش شاد میشن و با نیومدنش نابود، آخه اینجا هیچ محصولی بیمه نیست. این مشکلاتو به کسی هم که میگیم میگن اینجا روستایه و باید با مشکلات روستا ساخت.
اینا تنها تنها گوشه ایی از کمبودای سرزمین ماست،گوشه ای از درد دلای مردم و جوونا و نوجوونا و بچه های این دیاره مردمی هست که با طلای سرخ آشنا هستند، حرمت و قداست دونه های طلایی گندم رو می دونن با جوونه هاش جوونه می زنه و بزرگ میشه، نمی دونم باید خوشحال باشم که بچه ی این دیارم و حرف اون شاعر که می گفت: (خوشا به حالت ای روستایی) رو بپذیرم نمیدونم رو چه اساسی شاعر همچین حرفی زده آیا غیر اینه که هیچ وقت طعم روستا و بد بختی هاشو نچشیده، شاید شعر این شاعر مثل همون آوازی باشه که شنیدنش از دور خوشه،اما با همه ی اینا واقعیتو نمیشه پنهون کرد و باید پذیرفت،واقعیت کلام همون شاعر میگه . باید خودمون و بشناسیم تا بتونیم بیهودو بشناسیم و به دیگران معرفیش کنیم .
این دیارمون بیهود با پیشینه ی بسیار کهنی که داره و با موقعیتایی که حالا داره اون طوری که باید جای خودش رو باز نکرده ، اون طور که حقش بوده و هست بهش رسیدگی نشده ،اون طور که در خورش بوده شناسونده نشده،اما کی مقصره من نمیدونم نمیخوام ریشه یابی کنم ،شاید انتهاش به من و شمایی برسه که در حقش کوتاهی کردیم و این سرزمینو موقعیتشو خوب نشناختیم که به دیگران معرفی کنیم اما امروز دست در دست هم گذاشتیم تا بیهودو، موقعیتش و، کمبوداش و،کوتاهی هایی که در حقش شده رو بهتر بشناسیم هر چند شاید تاثیر چشمگیری نداشته باشه و صدامون به جایی نرسه ، حد اقلش اینه که تیتروار برای خودمون مرورش کنیم، آخه از دستای خالی و شعار و قلم بیشتر از این انتظاری نیست.
این سرزمین زادگاه علما و مجتهدینی بوده که در راه اندازی حوزه ی علمیه ی قم بازوی مرحوم آیت الله شیخ عبد الکریم حائری (مؤسس حوزه ) بوده اند .زادگاه و مهد پرورش عالمان و بزرگمردان بسیاری بوده و امروزه بیش از 200 فرهنگی مشغول به خدمت دارد و پرورشگاه 80 دانشجوست با این حال و روزش بهترین موقعیت پیشرفت رو داره اما متأسفانه به جرأت میشه گفت در کل این منطقه حتی نسبت به کوچکترین روستاهای قاین از همه مظلوم تره و هیچ پیشرفتی نکرده، این درد بزرگیه نمیدونم علتش و باید در کجا جستجو کردو از کجا پرسید؟!!!
از این گذشته بیهود سرشار از معادنیه که میتونه بهترین موقعیت شغلی رو برای مردمش ایجاد کنه و تا حدودی موقعیت جوان گریزیش و بهبود ببخشه؛ اما متأسفانه نه تنها هیچ اقدامی در این زمینه نشده حتی یه نفر به خودش اجازه بده که موقعیت شغلی ایجاد بشه ، تازه هم اگه ایجاد هم بشه اون موقعیتو از بین میبره .
نمیدونم فرهنگمون مشکل داره یا قانونمون؟؟؟
آخه برای هیچ کس این مسأله اهمیت نداره انگاری بیهود کسی رو نداره که از حقش دفاع کنه نه دهیاری، نه شورایی، نه معلم متعهدی،نه دانشجوی دلسوزی، نه معتمدین و اهالیی که آینده نگر باشند، نه عالم مدیر ومدبری شاید هم حرف و حدیث ها و شایعات بی جا همه رو زمین گیر کرده.
چرا باید بیهود این همه مشکلات رو داشته باشه سرزمینی که زمانی جمعیتش از همه ی روستاهای منطقه بیشتر بوده حالا روز به روز داره کم میشه و بطوری خالی از سکنه میشه.چرا دهستانیکه زمانی ۳۶ روستا رو داشته حالا به هفت روستا رسیده . واقعا چرا؟
به امید روزی که همه ی ماها در برابر سرزمین آبا و اجدادی مون ،خودمون رو مسئول بدونیم و همه ی موانع پیشرفت این سرزمین برداشته بشه و بیهود بتونه به اون جایگاهی که در خورشه برسه.
منتظر نظراتتون هستم

مردم اين آبادي به دين و ايمانشان سخت پايبندند و دختران از 9 سالگي و پسران از 15 سالگي مكلف به روزه گرفتن مي باشند و فرزندان كوچك به تشويق بزرگتران قبل از سن تكليف روزه ميگيرند. پيرمرداني كه خانهشان نزديك به مسجد است و سواد قرآني دارند و مناجات ميكنند و معمولاً خانمها زودتر بيدار شده و چاي دم كرده و سحري آماده ميكنند و بقيه را نيز بيدار ميكنند و غذايي كه براي سحر در نظر ميگيرند معمولاً غذاي مقوي و پرانرژي مي باشد مردم در ماه مبارك رمضان سعي ميكنند حداكثر استفاده معنوي را بنمايند و تذهيب نفس را در خود تقويت نمايند. و جلسات قرآني بهطور مرتب در مساجد انجام ميشود و جلسات مردانه در مسجد و جلسات زنانه در منازل افراد متقاضي بصورت دورهاي برگزار ميشود. در اين شبها بعد از سخنراني روحاني مجلس مراسم قرآن برسر گذاشتن شروع ميشود مراسم باشور و حال خاصي آغاز ميشود بعد از مراسم قرآن برسر گذاشتن روحاني در حق مومنين دعا ميكند و به مردم موعظه ميكند از فضايل شب زندهداري اين شبها محروم نمانند.
با سلام خدمت تمامی دوستان
این پست اختصاص به دانلود است.
در صورت تمایل به دانلود تصاویر به ادامه مطلب بروید
جهت دریافت عکسها از طریق ایمیل در خبرنامه عضو شوید
جهت دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید

این تصویر از پای قله ی خند است

قسمتی از دیواره ی قلعه ی خند که در حال تخریب و نابودی است

قسمتی دیگر از قلعه خند
همانطور که در عکسهای قلعه خند مشاهده کردید دیدید که این قلعه تاریخی که پیشینه کهنی داره رو به خرابی است و تا چند سالی دیگر شاید اثری هم دیوارهای قلعه نباشه.چرا هیچ کس به فکر نیست؟
عيد نوروز:
يكي ديگر از سنتهاي اين دهستان عيد بزرگ ملي است كه همه هموطنان خويش جشن ميگيرند و چند روز مانده به عيد مردم به خانهتكاني مشغولند و خانه و وسايل موجود را در آن را پاك و پاكيزه ميكنند و براي استقبال از بهار و پاكي و روشني را زينتبخش امور خويش ميسازند....

آماده کردن نخل

نخل گردنی در بیهود سال ۸۷

عزاداری در مقبره آیت الله حائری بیهود و شیخ شهید محمد حسن بیهودی
و نماز ظهر عاشورا...

توجه :اگر عکسها باز نشد بر روی آن راست کلیک و Show picture را بزنید.
در ضمن کسانیکه مایل به دریافت عکس های بیهود برای هر مناسبتی
هستند در خبرنامه عضو شوند
السلام و علی الحسین و علی اولاد الحسین
سخنان امام حسین (ع) در بین راه مکه تا کربلا:
« فَاِنّی لا اَرَی المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَیاةَ مَع الظّالِمینَ اِلاّ بَرَماً »
من مرگ را جز سعادت نمی بینم وزندگی با ستمگران را جز ننگ نمی دانم
اکنون که بیش از 1400 سال از واقعه ی جانگداز کربلا می گذرد امّا هنوز پرچم پیروزی اسلام بر فراز دلهای مشتاقان بر افراشته است و این نشانه پیروزی خون بر شمشیر است .
این سری اول عکسهای زعفران بیهود است و سری دوم و سوم را در پستهای آینده خواهید دید.
تصویر یک:



گل زعفران :
زعفران گیاهی است که بیشتر در مناطق کم آب کاشت میشود.
جهت کاشت وگشترش گیاه زعفران باید از پیاز آن استفاده کرد.پیاز زعفران دارای رشته های کرک و پشم مانند است که آن را در برابر ضربه .سرما و گرما محافظت میکند.
فصل برداشت آن اواخر مهر ماه و آوایل آبان ماه می باشد .
شرایط آب و هوایی جهت کاشت زعفران : بیشتر در مناطق گرم و خشک و مناطق معتدله کاشت می شود.
مثلا شهرستانهای: قاينات(بیهود)/تربت حيدريه/کاشمر/گناباد اين محصول کاشت ميشود .
ميزان بار دهي محصول بطور متوسط ۱۰ کيلوگرم سر رشته در هکتار مي باشد.
موارد مصرف:
۱.به علت بالا بودن ارزش غذايي آن در اکثر غذا ها به عنوان چاشني غذايي استفاده مي شود .
۲.با توجه به خاصيت داروي اين گياه در درمان بيماريهاي : چشم و اعصاب -آرم بخش و ضد درد عوارض زنان -تقویت کننده هوش -تقویت قوه باء و محرک جنسی مورد استفاده قرار می گیرد
۳.با توجه به رنگ قرمز خوشرنگ جهت رنگ و جلا دادن به غذا ها و نوشيدنيها نيز استفاده ميشود .
۴.مصارف ديگر ..............
مستندات تاريخي بيانگر اين واقعيت است كه ايرانيان از روزگاران كهن به زر و زعفران علاقه و توجهي بليغ داشته اند به طوري كه در جشن ها و سرور ها و مجالس بزم و نشاط مانند عروسي ها و اعياد، يا استقبال از بزرگان و زائران زر و زعفران نثار قدمها مي كردند. در برپايي با شكوهتر اين گونه آئين ها، ضمن آذين بندي و آينه بندان، سكه هاي زرين و سيمين را به همراه زعفران و گل و نقل بر سر عروس و داماد يا شخصيتهاي مورد نظر، و گاهي همه حاضران در اين گونه مراسم مي ريختند. در برخي ازمراسم زعفران را به تنهايي، يا همراه با مشك وعنبر و عود دود مي كردند و گلاب مي پاشيدند.
درعصرهخامنشيان زعفران براي تزئين گرده هاي نان ومعطر كردن خوراكها به كار مي رفته است. فرديناند يوستي ضمن شرح زندگاني داريوش نوشته است: ((شاه ايران تن خود را روغني معطر مي ماليد كه عبارت بود از مخلوط روغن آفتاب گردان كه در پيه شير پخته و با زعفران و شراب خرما تهيه ميشد)). در دوره پارتها زعفران ايران به يونان و روم مي رفت، بعدا چين هم از مشتريان زعفران ايران شد. در عصر ساسانيان كاشت زعفران در قم و بون نيز رايج گرديد و مرغوبيت محصول آنها شهرت يافت. در همان روزگار زعفران در پرداخت كاغذهاي گران قيمت كاربرد پيداكرد، اما پيشتر از آن محلول زعفران به عنوان مركب تحريراستفاده مي شد،وتا قرنها بعددرتركيب مركبهاي تحرير مرغوب به كار مي رفته است. از انواع مركب زعفراني كم رنگ و پر رنگ (از زرد كمرنگ تا قرمز خونين) براي نوشتن عنوان فرمانها و نامه هاي سلاطين و خليفگان و امرا، و همچنين در تحرير عنوانها و سرفصلهاي كتب و رسالات و نيز در تذهيب و تشعير ، و در تصوير ها و نقوش حواشي و متن استفاده مي شده است. افزون بر اينها در تحرير دعاهاي مقدس و همچنين تعويذ ها و طلسم هاي خاص بر روي كاغد و پارچه و گاهي كفن، مركب زعفران به كار مي رفته است .
در منابع پهلوي زعفران با نام پارسي (كركم) ثبت شده است. در يك ترجمه بندهش زعفران جزو اسپرغم ها يا عطرها يا گياهان خوشبوي به حساب آمده، و در ترجمه ديگري از اين كتاب، زعفران در شمار گياهان رنگ كننده پارچه ذكر شده است. كلمه زعفران يك واژهء عربي يا احتمالا معرب است كه ريشه و وجه اشتقاق آن ناشناخته مانده، گو اينكه در منابع غربي براي اين كلمه و كلمه كركم مبناي سومري عنوان شده است. اين نظر قابل تامل در صورتي به واقعيت نزديك است كه مبدا سومريان از نواحي زعفران خيز ايران باشد، يا بتوان آنها را همان بوميان رانده شده از ايران زمين، پس از هجوم آرياهاي دامدار و شبان پيشه پنداشت.
در منابع لغت فارسي و عربي دهها كلمه به معني زعفران ثبت شده است. اما اين كلمات به ندرت در مآخذ و متون كهن فارسي به كار رفته است. مثلا كلمه كركم در نوشته ها و سروده هاي فارسي در موارد بسيار اندك ذكر شده است، اما كلمه زعفران با همه خصلتها و خصوصيات و خواص نباتيش مورد توجه بسياري از ادبا و نويسندگان و شاعران قرار گرفته است، به طوري كه با جرأت مي توان گفت كلمه زعفران و تعبيرات و تشبيهات مربوط به آن به اندازه اي كه در منابع و متون و دواوين فارسي آمده در آثار مكتوب هيچ يك از السنه جهاني به كار نرفته است.
كشت زعفران در گذشته اي بسيار دور در غالب مناطق مركزي ايران متداول بوده است. شهرت زعفران قم در زمان قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه در ايران قديم دارد. در قرن دهم ميلادي كشت زعفران توسط اعراب (كه خود اعراب نيز آن را از ايرانيان آموخته بودند) در اسپانيا متداول گرديد و متعاقب آن در قرن هجدهم در ناحيه اي به نام Walden در Essexانگلستان رواج داشته و امروزه اين محل به نام Saffron Walden معروف است .
به طوري كه از نوشته هاي ادبي و پزشكي هندوستان برمي آيد ، زعفران از دير باز براي مردم آن سرزمين شناخته شده بوده است. همچنين زعفران نزد مردم مصر، يونان، كليميان، هندوها و مسلمانان از توجه خاصي برخوردار بوده است.
گياهشناسي
زعفران با نام علمي ( .Crocus Sativus L ) از خانواده زنبقيان (Iridaceae) گياهي علفي، چند ساله، بدون ساقه و پيازدار است. پياز زعفران از نوع توپر و تقريبا كروي شكل با قطر 3 تا 5 سانتي متر و پوششي قهوه اي رنگ مي باشد كه در زير خاك قرار مي گيرد. هر پياز 6تا 9 برگ باريك، نظير برگ علفهاي چمني توليد مي نمايد. ريشه هاي زعفران ازنوع افشان هستند كه از قــاعده پيازها و از روي دايــره محيطي آن مي رويند. گل زعفران اولين اندامي است كه در اوايل پاييز ظاهر مي شود. در سال اول كشت، به علت ضعف پيازها و عدم استقرار كامل آنها در خاك و كشت عمقي، جوانه هاي گل توان كافي براي رويش ندارند و حتي برگها در سال اول ديرتر از معمول ظاهر مي شوند. پوشش گل از سه كاسبرگ و سه گلبرگ همرنگ بنفش تشكيل مي شود، به طوريكه تشخيص كاسبرگها از گلبرگها مشكل مي باشد. تعداد پرچمها سه و طول ميله پرچم دو برابر بساك است. بساك زعفران زرد رنگ مي باشد. مادگي در مركز گل قرار گرفته و داراي يك تخمدان است و از قسمت تخمدان خامه باريكي خارج مي گردد. خامه طويل و كشيده بوده به رنگ زردكمرنگ است كه به يك كلاله شفاف قرمز نارنجي سه شاخه اي به طول3-2 سانتي متر ختم مي شود. سه كلاله همراه با خامه پس از خشك كردن، زعفران تجارتي را تشكيل مي دهند.

اندامهاي مختلف گياه زعفران
تكثير زعفران از طريق ايجاد پيازچه هاي جديد كه از پياز مادر توليــد مي شود صورت مي گيرد. پياز زعفران در ماههاي تابستان به صورت غيرفعال و راكد در زمين باقي مي ماند و رشد دوباره خود را در حدود پايان تابستان شروع مي نمايد. بر طبق گزارشات موجود چندين واريته شناخته شده در كشورهاي مختلف كشت مي گردد.
تقسيم بندي انواع زعفران
در ايران معمولاً زعفران توليدي به چند شكل تقسيم بندي مي شود. يكي از اصطلاحاتي كه از ديرباز در اين زمينه مورد استفاده قرار مي گرفته زعفران دخترپيچ است. اين نوع زعفران شامل قسمت كلاله و خامه، (قسمت سرخ و قسمت سفيد يا زردرنگ زعفران) مي باشد كه در فارسي به آن زعفران دستهاي نيز گفته ميشود، و در خارج از كشور آن را به عنوان زعفران Bunch (دسته اي) يا Red & White(سرخ و سفيد) مي شناسند. در واقع قسمت قرمز دراين نوع زعفران بايدبين 75-70% باشد و قسمت ريشه يا كنج آن حدود30-25% است.
از نامهاي جديدتري كه بعداً مرسوم شد، زعفران سرگل يا به اصطلاح عاميانه زعفران سرقلم بود كه از زعفران دسته اي توليدگرديد، بدين نحو كه قسمتهاي زرد آن رابا قيچي كردن وسپس با استفاده از روش الكتريسيته ساكن جدا نمودند و زعفراني تميزتر و كاملاً قرمز به دست آوردند كه در زبان انگليسي به آن All-Red (كاملا سرخ) گويند و مشابه زعفراني است كه كوپه Coupé (قطع شده يا بريده)خوانده مي شود. بعدها زعفرانهايي را كه براي تهيه آنها مستقيماً قسمت قرمز(تنها شامل مقدار بسيار كمي از زردي) را از گل جدا ميكنند پوشالي ناميدند، شايد به اين دليل كه اين نوع يك حالت حجيم و پوشال مانند پيدا ميكند، كه البته پايگاه معتقداست اين اسم مناسبي نيست و بايد نام بهتري براي اين نوع زعفران انتخاب شود. هر كدام از اين زعفرانها ممكن است درجه يك يا دو و مرغوب يا نامرغوب باشند و هيچيك را نمي توان به ديگري ترجيح داد. آنچه كه مسلم است قدرت رنگدهي و كيفيت زعفران دسته به مراتب پايين تر از انواع ديگر زعفران است، همينطور از نظر روش خشك كردن چون با تاخير خشك مي شود و در واقع بخشي از قدرت رنگدهيش را در طول فرآيند خشك كردن از دست مي دهد كيفيت پايين تري دارد.
برخلاف نتايج بررسيهاي علمي و آناليزهاي انجام شده برخي تصور مي كنند زعفران دستهاي و حتي ريشه يا كنج داراي عطر بيشتري است. اين كاملاً اشتباه است، زيرا منشا مواد موثره زعفران (كروسين، پيكرو كروسين و سافرانال، مخصوصاً كروسين موجود در قسمت زردي(كنج) زعفران، كلاله آن است و مواد مذكور در اثر حركت در بافت گياهي از كلاله به آنجا انتقال پيدا كرده اند، خود زردي(كنج) نه تنها داراي مقدار قابل توجهي از آنها نيست(در مقايسه باكلاله) بلكه كروسين موجود در آن صفر است. از نظر عطر نيز تنها به اين علت كه به سبب نوع بافت گياهيش امكان جذب رطوبت بيشتري از كلاله دارد، معطرتر بهنظر ميرسد.
وقتي زعفران سرگل را از زعفران دستهاي جدا ميكنيم، قسمت ريشه يا سفيد كه در فارسي به آن كنج يا سفيد زعفران و در اروپا به آن white (سفيد) يا style (خامه)گفته ميشود،جدا ميشود و در واقع نمي توانيم آن را زعفران تلقي كنيم. اين ماده كنج زعفران ناميده مي شود و تعريف زعفرن را شامل آن نميدانيم.
از تقسيم بنديهاي ديگري كه وجود دارد تقسيم بندي است كه توسط بعضي از شركتها مورد استفاده قرار گرفته و در آن زعفران برمبناي كيفيت به درجه هايي تحت عناوين 1و 2و3 يا 1و2و3و4 و همينطور حروف انگليسي مثل A،B و C درجه بندي شده اند. اينها استانداردهاي كارخانهاي هستند، و اميدواريم در آينده پايگاه زعفران بتواند با كمك موسسات ذيربط مثل مؤسسه استاندارد و اتحاديه صادركنندگان و ساير بخشها يك نامگذاري واحد را براي زعفران ايران رايج نمايد.
برای دیدن مطالب قبلی وبلاگ به آرشیو کامل بیهود سیتی سری بزنید
منتظر عکسهای بعدی زعفران بیهود باشید.....

بار دیگر فصل برداشت زعفران در بیهود و دیگر مناطق قاینات فرا رسید.با کاهش دما دراین فصل زمان برداشت محصول زعفران فرا می رسد کشاورزان سخت کوش از صبح قبل از طلوع افتاب برای چیدن گلهای تازه شکفته راهی زمینهای خود میشوند.کشاورزان در جمع آوری گلهای زعفران باید سرعت عمل داشته باشند چون که وقتی آفتاب به گلها می تابد غنچه گل شکفته و چیدن آنها از زمین دشوار است.در نتیجه از کیفیت زعفران کاسته میشود.
بزودی مطالب و عکسهای جدیدی از زعفران و زعفرانکاری در بیهود،درج خواهم کرد.
برای اطلاعات بیشتر در مورد زعفران که در پستهای قبلی نوشته شده بر روی لینک زیر کلیک کنید.
عید سعید فطر بر همگی مبارک
عيد فطر يكي از بزرگترين اعياد مذهبي مسلمانان است اولين روز بعد از ماه مبارك رمضان را عيد فطر مينامند مردم پس از يك ماه روزه گرفتن با روحيه باز و پرنشاط و با قلبي با صفا و با ايمان جهت اقامه نماز عيد فطر و استماع خطبههاي آن راهي مسجد جامع محل ميشوند و در اين روز جمعيت استقبال كننده از نماز آنقدر زياد است كه به زحمت ميشود جاي خالي پيدا كرد. درسالهای قبل نماز عيد فطررا آيتالله محمد باقر عرفاني قرائت مينمود و امسال بر عهده حاج آقای نوربخش بود.همچنين امسال در مسجد محله رضوان هم به اقامه حاج آقاي اكبري نماز عيد اقامه شد. قبل و بعد از نماز با ديدن يكديگر روبوسي نموده و اين عيد را به همديگر تبريك عرض مينمايند و مقيدند كه فطريه خود را با توجه به تعداد اعضاي خانواده به صورت نقدي و يا جنسي پرداخت كنند.